سوالات و فعاليت هاي مطالعات اجتماعي سال اول دبيرستان،دبيرستان علامه طباطبايي اسفراين

سؤالات درس ششم

1.مفهوم جمله ي زير را بنويسيد:

   «گروه ها در ارتباط خويش با جامعه شمشير دو دم هستند.»

   جواب: گروه هايي كه هم مي توانند نظام جامعه را تحكيم بخشند و هم آن را تخريب كنند،هم مي توانند فرد را به پاسداري

          از ارزش هاي اجتماعي وادارند و هم او را به فردي مخالف با جامعه تبديل كنند.

2.آسيب هاي گروه را نام ببريد:

    جواب: دوگانگي ارزشي- بيگانگي با جامعه- مطلق گرايي- تقليد و شخصّيت تابع.

3.در چه حالتي فرد دچار دوگانگي ارزشي مي شود؟

   جواب: فرض كنيد در جامعه اي كه ارزش هاي حاكم بر آن ارزش هاي ديني باشند و فرد در گروهي عضويت داشته

           باشد كه در آن ارزش هاي ديني رعايت نمي شود.

4.فردي كه دچار دوگانگي ارزشي مي شود چه ويژگي دارد؟

    جواب: شخصيت متزلزلي خواهد داشت.

            در تصميم گيري دچار مشكل خواهد شد.

            دچار افسردگي و نگراني هاي شديد مي شود و بلعكس حالت پرخاشگري از خود نشان مي دهد.

            نسبت به ارزش هاي گروه و جامعه ترديد خواهد كرد و نوعي نفاق و دورويي در وي شكل مي گيرد.

5.در جه حالتي فرد دچار بيگانگي از جامعه مي شود؟

    جواب: فرض كنيد عضويت در گروهي كه ارزش هاي جامعه در آن رعايت نمي شود براي فرد اهميت

            فوق العاده اي بيابد تا آن كه ارزش هاي گروه را به ارزش هاي جنمعه ترجيح دهد.

6.فردي كه دچار بيگانگي از جامعه مي شود چه ويژگي دارد؟

    جواب: نسبت به ارزش هاي جامعه يا بخشي از آن بي اعتقاد خواهد شد.

            در جهت برخورد با ارزش هاي جامعه عمل خواهد كرد.

            به فردي نا به هنجار در جامعه تبديل خواهد شد.

7.در چه حالتي فرد دچار مطلق گرايي گروهي مي شود؟

    جواب: اكنون حالتي را در نظر بگيريد،فرد در گروهي عضويت دارد كه در آن گروه تنها ارزش هاي

           خود را درست مي داند و فرد نيز اين اعتقادات را مي پذيرد.

8.فردي كه دچار مطلق گرايي گروهي مي شود چه ويژگي دارد؟

    جواب: در مقابل انتقاد ديگران واكنش شديد و اغلب خشونت آميز نشان مي دهد.

            گرايش ديكتاتوري و اعمال زور خصوصيت شخصيتي وي مي شود.

            تعصب نسبت به گروه چشم او را نسبت به حقايق مي بندد.

            انتقاد نمي پذيرد.

9.در حالت مطلق گرايي گروهي فرد به عدم انعطاف و تحجّر دچار شده است.   

10.نمونه اي از مطلق گرايي گروهي در تاريخ بنويسيد:

      جواب: گرايشات انحرافي خوارج در صدها سال پيش .

              حكومت هاي ديكتاتوريدر دوره جديد.

11.در صورتي كه گروه ها در يك جامعه مطلق گرا باشند در آن  جامعه چه پيش خواهد آمد؟

         جواب: به وجود آمدن حكومت جنگل.

                  در گيري براي حفظ يكديگر.

                  تضاد و اختلاف.

                 سرانجام نابودي همه ي منافع هاي معنوي جامعه يا تن دادن به حكومت هاي ديكتا توري قوي ترين گروه ها.

12.حالت ضعيف تر گروه مطلق گرايي را نام ببريد:

     جواب: گروه گرايي.

13. فردي كه دچار تبعيّت بي چون و چرا مي شود چه ويژگي دارد؟

      جواب: به شخصيتي تابع تبديل مي شود و به جز تبعيّت نمي تواند كاري انجام دهد.

              نمي تواند مستقل تصميم بگيرد و عمل كند.

              توانايي انديشيدن را از دست مي دهد.

14. در چه حالتي فرد دچار تبعيّت بي چون و چرا در گروه و ايجاد شخصيت تابع  مي شود؟

       جواب: ديگر آسيب هاي گروه كه هم فرد و هم جامعه از نتيجه آن خسارت مي بينند تبعيّت بي چون و چرا

               از رهبران گروه است.در گروه هايي كه انتقاد و سؤال نا به هنجار شناحته مي شود فرد به جاي اين

               كه با زندگي گروهي به شخصيتي مستقل و خودآگاه تبديل شود به موجودي تابع بدون انديشه و وسيله اي

               براي تحقق اهداف رهبران گروه تبديل مي شود.

15.نمونه اي از گروه هايي كه فرد در آن دچار شخصيت تابع مي شود را بنويسيد

      و اين افراد بهترين وسيله چه كساني هستند؟

      جواب: گروه هاي خلافكار،تبهكار و سازمان هاي سرّي و مخفي نمونه هايي از اين نوع گروه هايند و اين

              چنين افراد بهترين وسيله براي اعمال ديكتاتور رهبران و انجام هر گونه عمل غير انساني هستند.       

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 11:24  توسط فرزاد كسكني | 

سؤالات درس پنجم

1.مفهوم جمله زير را بنويسيد:

   «هر فردي خود را در آينه ديگران مي بيند و مي شناسد»

     جواب: اگر شما خود را فردي باهوش مي دانيد علاوه بر وجود خصايص زيستي و وراثتي،اين تلقي را در ارتباط با ديگران

           به دست آورده ايد وگرنه در صورتي كه واقعا هم باهوش باشيد اگر ديگران شما را با اين صفت نشناسند خود را به

           اين عنوان نخواهيد شناخت.

2.عضويت نوجوانان و جوانان در گروه چه تأثيري بر آن ها مي گذارد؟

    جواب: نقطه ي اتكايي براي عمل مستقل خويش ميابد.

            براي پذيرفتن نقش هاي آينده در جامعه اماده مي شود.

           با پذيرفتن نقش هاي مختلف در گروه در مسير شكل دادن به شخصيتي متكي به خود گام برمي دارد.

3.آيا گروه فقط مسيري براي اجتمكاعي شدن فرد است؟ توضيح دهيد.

    جواب: گروه فقط مجرايي براي اجتمكاعي شدن فرد نيست بلكه پايگاهي است كه درآن جهت گيري،برخورد و عمل مي كند.

4.نوجوانان باعضويت در گروه چه مسايلي را تجربه مي كند؟

    جواب: فرد با زندگي گروهي به ميدان رقابت،سازش و برخورد با گروه هاي ديگر پا مي گذارد و رندگي در اجتملع بزرگتر

           را تجربه مي كند.

5.جوانان بر چه اساسي به گروه ها مي پيوندند،از آن ها جدا مي شوند و يا در قالب گروه عمل مي كنند؟

   جواب: فرد بر اساس عقايد،علايق و منافع خويش به گروه ها مي پيوندد،از آن ها جدا مي شود و در قالب گروه عمل مي كند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 11:21  توسط فرزاد كسكني | 

سؤالات درس چهارم

1.آيا مي توان در جامعه حالتي را يافت كه درآن همه ي گروه ها با يكديگر هماهنگ باشند؟ توضيح دهيد.

     جواب: در جامعه هيچ گاه نمي توان حالتي را يافت كه در آن همه ي گروه ها با يكديگر هماهنگ باشد.

2.تضاد ميان گروه ها چه تأثيري مي تواند در جامعه داشته باشد؟

    جواب: تضاد ميان گروه ها هم مي تواند مفيد باشد و موجب تحول جامعه شود و هم در جامعه درگيري، جنگ و نابساماني

            ايجاد كند.

3.دو گروه را مثال بزنيد كه تعارض ميان آن ها براي جامعه مفيد باشد:

   جواب: در حالتي كه وجود احزاب مختلف با آرمان هاي گوناگون در عين اختلافاتي كه با يكديگر دارند براي كنترل دولت

          مردان و همچنين حفظ منافع گروه هاي مختلف جامعه مفيد خواهد بود.

4.دو گروه را مثال بزنيد كه تعارض ميان آن ها براي جامعه زيان آورباشد:

   جواب: اختلاف قومي و قبيله اي در يك جامعه وحدت ملّي را از بين مي برد و موجوديت گروه ملّت را به خطر مي اندازد.

5.امروزه كلي ترين «ما» كه يك واحد تقريبا مستقل است ملت ناميده مي شود.

6.گروه ملت را تعريف كنيد:

     جواب: گروهي كه در داخل مرز هاي يك سرزمين مشخص زندگي مي كند و خود را يك ملت مي شناسد و داراي دستگاه

           سياسي مستقل است.

7.گروه هايي را نام ببريد كه ارزش هاي آن ها با ارزش هاي گروه ملت مغاير باشد:

    جواب: گروه هاي قومي كه خواستار جداشدن و استقلال هستند.

          گروه هاي سياسي كه مي خواهند حكومت را ازبين ببرند.

          گروه سرمايه داراني كه به مقابله با بعضي سياست هاي اقتصادي كه جامعه تعيين كرده است.

8.گروه هايي را نام ببريد كه هنجار هاي جامعه را زير پا مي گذارند:

    جواب: باندهاي سرقت و فاچاق – باندهاي رشوه بگير در اداره هاي دولتي.

9.حدّ هماهنگي و تعارض در جامعه را كلي ترين «ما»(گروه ملت) مشخص مي سازد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 11:19  توسط فرزاد كسكني | 

سؤالات درس سوّّم

1-    هنجار را تعريف كنيد:

  جواب: به رفتار هايي كه فرد با عضويت در گروه بايد آن ها را انجام دهد و در صورت رعايت نكردن آن ها با مجازات روبرو

 مي شود هنجار يا الگوي عمل گويند.

2-    ارزش را تعريف كنيد:

         جواب: به اموري كه براي گروه اهميّّت دارد و توهين به اين امور مهم يا جلوكيري از تحقّق آن ها موجب ناراحتي و واكنش   

      افراد گروه مي شود كه به آن ارزش گروه گفته مي شود.

3-    تفاوت هنجار و ارزش را بنويسيد:   

      جواب: هنجار: عيني است- جزعي تر است- رفتار است- در همه جا يكسان است.

            ارزش: ذهني است- كلّي تر است- رفتار نيست- در همه جا يكسان است.

4-   اگر استقلال و عزّت هر كشور به عنوان دو ارزش براي مردم آن كشور شناخته شوند هنجارهاي مربوط

     به آن را بنويسيد:

     جواب: خود را ملزم به دفاع از استقلال كشور مي دانند- از پيشرفت ها و پيروزي هاي كشور خشنود مي شوند-

      با كساني كه استقلال كشور را ناديده گرفته اند دشمن هستند- هنگام هجوم دشمن حاظر هستند جان خود را فدا كنند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 11:3  توسط فرزاد كسكني | 

سؤالات درس دوّّم

1-  در چه صورتي مي گوييم كه انسان ها با هم تعامل اجتماعي دارند؟

 جواب: اگر فرد ديگري با لبخند زدن، تشكر كردن و ... به اين عمل پاسخ دهد، ميان آن ها رابطه اجتماعي برقرار مي شود.

       در اين حالت مي گوييم آن ها با هم تعامل اجتماعي دارند.

2-  روند شكل گيري «ما» را بنويسيد:

جواب: بر اساس مشتركات و مشابهت ها، شما و ديگري يا ديگران به تدريج به مجموعه اي واحد يعني «ما» تبديل مي شويد

      و با هم يگانگي مي كنيد. «ما» در مفهوم، در مقابل «من» قرار دارد.

3-    «ما»ي تشكيل شده در چه صورتي سطحي و در چه صورتي عميق مي باشد؟

       جواب: هرچه ميزان مشتركات و مشابهت ها بيشتر باشد، «ما»ي تشكيل شده عميق تر مي شود به اين ترتيب تعامل طرفين

               با يكديگر نيز تداوم مي يابد.

4-    گروه را تعريف كنيد:

      جواب: افرادي كه خود را «ما» تلقي مي كنند و به صورت نسبتاً پايدار و منظم با يكديگر تعامل دارند، يك گروه را تشكيل

             تشكيل مي دهند.

5-  نظر دانشمندان را درباره ي اجتماعي بودن انسان بنويسيد:

        جواب: بعضي فلاسفه در پاسخ به اين سؤال مي گويند كه «انسان بالطّّبع اجتماعي است» عالم اجتماعي هم پاسخي مشابه مي دهد

      و اين تلاش را از «ميل طبيعي انسان به اجتماعي زندگي كردن و تأمين نياز هاي انساني»مي داند.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 10:59  توسط فرزاد كسكني | 

 سؤالات درس اوّّّل

1-  دوره نوجواني و جواني را با دوره كودكي مقايسه كنيد:

         جواب: ويژگي هاي دوره كودكي: وابستگي به بزرگترها- آسوده بودن و بي مسؤليتي را گذراندن.

             ويژگي هاي دوره نوجواني و جواني: پذيرفتن مسؤليت خود و ديگران- تصميم گرفتن- نگران آينده بودن.

2- در دوره نوجواني و جواني چه سؤال هايي در ذهن افراد شكل مي گيرد؟

        جواب: در كدام رشته به تحصيل ادامه دهم ؟

             در آينده چه شغلي را انتخاب كنم؟ چرا؟

             راه دست يابي به شغل مورد نظر چيست؟

3- در چه صورتي افراد در زندگي آينده خود با شكست روبرو مي شوند؟

        جواب: اگر فرد در مرحله نوجواني بدون شناخت درست از شرايط اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه خويش تصميم بگيرد و   

             به عمل بزند با شكست روبرو خواهد شد.                                                                   

4- چه نوع شناختي مي تواند اثرات زيان باري بر زندگي افراد داشته باشد؟

       جواب: شناختي ناقص كه بر پايه احساسات قرار گيرد واز واقعيت هاي زندگي دور باشد.

5- چه نوع تلاشي براي شناخت، تلاشي مطلوب است؟

       جواب: تلاشي براي دست يابي به شناختي دقيق تر و نزديكتر به واقعيت، شناختي كه توانايي شما را براي درك محيط اجتماعي         

            افزايش دهد.

6- انواع شناخت را بنويسيد و با استفاده از مثال توضيح دهيد:

       جواب: 1-  شناخت حاصل از زندگي(تجربي): با زندگي در جامعه به دست مي آيد.(بدون مطالعه و تحقيق)

                مثال: زمين ثابت است و خورشيد به دور آن مي چرخد.

            2-  شناخت علمي: شناختي كه با مطالعه و تحقيق منظم رفتار انسان ها و جامعه به دست مي آيد.

                 مثال: خورشيد ثابت است و زمين به دور خود و خورشيد مي چرخد.

7-  مسئله خودكشي را با توجه به شناخت حاصل از زندگي و شناخت علمي بررسي كنيد.

     جواب:  1-  حاصل از زندگي: بيشتر مردم تصوّر مي كنند كه خودكشي زماني افزايش مي يابد كه زندگي براي افراد مشكل و

                  طاقت فرسا و تحمل ناپذير شود.

             2-  علمي: ميزان خودكشي نه در دوره جنگ و آشوب بلكه در دوره رفاه اقتصادي بيشتر مي شود، علّّت آن چنين بيان

                  مي شود كه خودكشي با كاهش هم بستگي فرد با ديگران و رشد فرديّّت افزايش مي يابد.

8- رابطه بين شناخت حاصل از زندگي و شناخت علمي را بنويسيد:

      جواب: شناخت حاصل از زندگي مفيد و سودمند است و شناخت علمي مي تواند آن را تكميل و حتي تصحيح كند.چنين شناختي

             به ما توانايي مي دهد كه شرايط زندگي اجتماعي خويش را بهتر بشناسيم و براي تحقق اهداف خويش راه هاي سنجيده 

             تري را برگزينيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 17:23  توسط فرزاد كسكني |